|
دکتر داوود هرمیداس باوند
|
||
|
نظرات و سخنان استاد دکتر داوود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران |
آفتاب: پس از حمایت تلویحی محمود احمدی نژاد از «باراک اوباما» طی مصاحبه با روزنامه «ال پائیس» اسپانیا و اعلام اینکه دستهای پشت پرده اجازه نخواهند داد کاندیدای سیاه پوست دموکراتها به سمت ریاست جمهوری ایالات متحده دست پیدا کند، مانور تبلیغاتی وسیع جمهوریخواهان علیه اوباما شدت گرفت؛ تا حدی که به گزارش روزنامه نیویورک سان این حمایت تلویحی در کمتر از 36 ساعت منجر به کاهش 3.6درصدی آرای «اوباما» شدهاست.
این در حالی است که این اظهارات به دنبال حضور «هوشنگ امیراحمدی» رئیس شورای ایرانیان آمریکا مطرح میشود که پس از گذشت 9 سال با موافقت وزارت خارجه دولت نهم وارد تهران شده است تا به گفته برخی منابع آگاه، برقراری مناسبات میان ایران و آمریکا را پیگیری کند.
هوشنگ امیراحمدی که شایعه ملاقات وی با برخی مسئولین نیز مطرح شدهاست پس از پایان سفرش به ایران، اعلام کرد که سیاستمداران ایرانی حاضر به دادان امتیازی به دولت جورج بوش نیستند و تمام اولویتهای همکاری خود را در دولت آینده آمریکا تعیین کردهاند.
” آقای اوباما گفتهاند که حاضرند با کشورهایی مانند ایران و کوبا بدون قید و شرط وارد گفتوگو شوند و این موارد نکاتی است که مورد تایید مسئولان کشورهایی است که روابط خوبی با آمریکا ندارند.... “
دکتر هرمیداس باوند در گفتوگو با خبرنگار بینالملل آفتاب در تشریح وضعیت انتخابات آمریکا گفت: «کسی که شعار انتخاباتی وی درباره تغییر وضع موجود باشد بازتاب مثبتی در بین جوانان و اقشار خاص جامعه و به خصوص طبقات محروم خواهد داشت. البته تمامی این مباحث وابسته به شرایط روز است و باید به یاد داشته باشیم که تمام این شعارهای انتخاباتی به صورت کامل به مرحله اجرا درنخواهد آمد به همین دلیل این شعارها را باید به صورت نسبی تحلیل کنیم».
وی افزود: «در سابقه آمریکا نوعی تبعیض ضمنی وجود دارد ولی شرایط دستخوش تغییرات شده است و نمیتوان اساس آنچه در گذشته اتفاق افتاد را برای زمان موجود ارزیابی کرد».
دکتر داوود هرمیداس باوند، درباره دلیل حمایت آقای احمدینژاد از «باراک اوباما» گفت: «آقای اوباما نسبت به سیاست خارجی آمریکا دید انتقادی دارد به همین دلیل در شعارهای انتخاباتی گفتند که حاضرند با کشورهایی مانند ایران و کوبا بدون قید و شرط وارد گفتوگو شوند و این موارد نکاتی است که مورد تایید مسئولان کشورهایی است که روابط خوبی با آمریکا ندارند».
دکتر باوند در ادامه افزود: «درباره اینکه آیا این شعارها پس از پیروزی تحقق خواهد یافت باید گفت که نباید این شعارها جدی تلقی شود. به خصوص در جامعه پلورآلیستی مانند آمریکا که تصمیمات با توجه به نظرات کنگره، پنتاگون و CIA و شورای امنیت ملی اتخاذ میشود. شعارهایی که آقای اوباما مطرح میکنند را به دلیل انتقاد از حزب حاکم و همسویی با انتظارات مردم میتوان تحلیل کرد».
استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران درباره سیاست خارجی پایدار جمهوری اسلامی ایران که دولتهای آمریکایی -چه دموکرات و چه جمهوریخواه- را نمایندگان نظام سلطه میداند و مقایسه این موضوع با موضعگیری اخیر رئیس جمهور گفت: «طرح عنوان استکباری یک شعار ارزشی است ولی نظام بینالملل بر اصول دیگری استوار است. یکی از این اصول پایه حقوقی برابری برای همه کشورها در نظر گرفتهاست. به همین دلیل همه کشورها حق عضویت دارند.
” کشورهایی مانند چین و هند 20 سال پیش کشورهای در حال توسعه محسوب میشدند ولی امروزه جزء قدرتهای برتر به حساب میآیند. بنابراین تقسیمبندی دائمی امکانپذیر نیست.... “
مبنای دیگر سلسله مراتب قدرتها است. در نظام بینالملل مبانی قدرتهای بزرگ در عرصههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی مشخص میشود بنابراین تقسیمبندی به استکباری و استضعافی و سایر موارد صحیح به نظر نمیرسد.
کشورهایی مانند چین و هند 20 سال پیش کشورهای در حال توسعه محسوب میشدند ولی امروزه جزء قدرتهای برتر به حساب میآیند. بنابراین تقسیمبندی دائمی امکانپذیر نیست. کشورها در یک چرخش دائمی هستند».
دکتر باوند درباره تقسیمبندی کشورهای جهان سوم و یا توسعه یافته گفت: «این کشورها به سه گروه تقسیم میشوند. کشورهای توسعه یافته برتر، کشورهای در حد میانه و کشورهایی که در پایینترین سطح توسعه یافتگی قرار دارند».
ویافزود: «بسیاری از کشورهای توسعه یافته از این گزینه خارج شدهاند و وارد کشورهای صنعتی و توسعه یافته شده اند که میتوان به کشورهای چین، هند، کره جنوبی، و برزیل اشاره کرد. بنابراین تقسیمبندی ثابت کشورهابه استکباری و استضعافی پایه علمی ندارد. هر کشوری باید سعی کند تا آنجایی که امکان دارد با استفاده از امکانات و پتانسیلهای موجود فرآیند توسعهایی را پشت سر بگذارد».
دکترباوند با اشاره به جایگاه فعلی ایران در تقسیم بندی فوق گفت: «ایران با توجه به پتانسیل و منابع غنی و جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک در کنار منابع انرژی و جمعیت جوان در میان کشورهای در حال توسعه باقی مانده است. این موضوع نشان از یک توقف تاریخی است. بنابراین طرح شکایت از اینکه عدهای استکباری هستند تنها یک شعار انتخاباتی است تا تقصیر را متوجه دیگران کنند».
” فرصتها یک رویداد پایدار نیستند. مسئولان کشورها باید با توجه به مقتضیات موجود تصمیم بگیرند و از فرصتها استفاده کنند... “
کتر باوند با اشاره به اظهارنظر اخیر محمود احمدینژاد در مورد اینکه که "به اوباما اجازه نخواهند داد رئیس جمهور آمریکا شود" خاطرنشان کرد: «در آمریکا حق برابری برای تمام شهروندان آمریکایی وجود دارد. در این کشور فرصتهای یکسان برای همه آمریکاییها پیشبینی شده است. هر چند که در گذشته در آمریکا تا سال 1960 میلادی یک کاتولیک امکان رئیس جمهوری شدن نداشت به این دلیل که کاتولیکها تابع نظرات واتیکان هستند ولی این تابو شکسته شد و اکنون کاتولیکها برای رسیدن به مقامات بالا مانعی ندارند.
در مورد حضور سیاهپوستان در انتخابات آمریکا هم پس از حضور «جی جکسون» که آرای بسیار کمی به دست آورد «باراک اوباما» با حمایت وسیعتری مطرح شده است».
این استاد دانشگاه به حضوریک زن به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا اشاره کرد و گفت: «نکته دیگر حضور خانم کلینتون به عنوان اولین زنی است که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شده است. با حضور خانم کلینتون این تابو نیز شکسته شد. مهم این است که در جامعهایی که محدودیتهایی وجود دارد این محدودیتها شکسته شود».
” در دوره دولت بوش نیز ممکن است که پیشنهادهایی مطرح شود که قابل قبول به نظر برسد. باید از شرایط به وجود آمده برای گفتوگو استفاده کنیم ...... “
وی درباره وضعیت «مک کین» کاندیدای جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز گفت: «مک کین یکی از جمهوریخواهانی است که بیشترین مواضع را نسبت به دموکراتها داشته است. البته تمام اظهارنظرهایی که صورت گرفته وابسته به شرایطی است که رئیس جمهور مسئولیت را برعهده میگیرد. به عنوان نمونه اظهارنظر مک کین درباره برقراری رابطه سیاسی بین ایالات متحده و کوبا پس از برکناری کاسترو نشان از یک برخورد عاقلانه نمیدهد. به این دلیل که کوبا با ویتنام همکاری داشت و دوستان مک کین و از جمله خودش به مدت 5 سال اسیر ویتنامیها بودند. سالها از تحریم کوبا توسط ایالات متحده میگذرد هر چند که مصلحت این است که فضای مساعدتری در رابطه با کوبا مطرح شود ولی این اظهارنظرها زیبنده یک نماینده جمهوریخواه نیست».
این کارشناس برجسته روابط بینالملل درباره اظهارات «هوشنگ امیراحمدی» مبنی بر اینکه سیاستمداران فعلی ایران حاضر نیستند امتیازی به دولت جورج بوش دهند و تمام اولویتها برای ارتباط با آمریکا در دولت آینده آمریکا میدانند، اظهار داشت: «فرصتها یک رویداد پایدار نیستند. مسئولان کشورها باید با توجه به مقتضیات موجود تصمیم بگیرند و از فرصتها استفاده کنند».
وی افزود: «نمیتوان هشت ماه توقف کنیم و مقتضیات را به میل خودمان تغییر دهیم به همین دلیل در دوره دولت بوش نیز ممکن است که پیشنهادهایی مطرح شود که قابل قبول به نظر برسد. باید از شرایط به وجود آمده برای گفتوگو استفاده کنیم و اینکه فکر کنیم این شرایط استمرار خواهد داشت اشتباه به نظر میرسد».
دکتر هرمیداس باوند در پایان به تغییر مواضع کشورهای غیرمتعهد و کشورهای روسیه و چین در قبال ایران اشاره کرد و گفت: «در نهایت باید گفت که از فرصتهای پیش روی باید حداکثر استفاده را به عمل آوریم».
بر گرفته از تارنمای ایران آزاد
مصاحبه با دكتر هرمیداس باوند سختگوی جدید جبهه ملی واستاد روابط بین الملل دانشگاه در منزل وی در نوبنیاد انجام شد. تسلط عمیق و دقیق وی بر حوادث تاریخی دهه های قبل وشرایط حاكم بر دنیا در دوران جنگ جهانی و پس از آن و تغییرات بوجود آمده از نكات برجسته گفتگو با وی بود . دكتر باوند در این گفتگو به تشریح سیاست خارجی بعد از انقلاب نیز پرداخت ....
موضوع گفتگوی ما سیاست خارجی است .به نظر می رسد پایه گفتگو را این موضوع قرار دهیم كه هر كشوری در عرصه بین المللی می تواند به یك درجه ای از تاثیرگذاری برسد كه بستگی به توانش در حوزه های مختلف اقتصادی ، نظامی ، فرهنگی واجتماعی دارد. به طبع ایران هم با توجه به شرایطی وتواناییهائی كه دارد می تواند تاثیرگذاری در حوزه بین الملل داشته باشد .من می خواستم ابتدا به عنوان یك سوال در نگاه شما به عنوان یك صاحبنظر كدامین مولفه ها در شرایط امروز دنیا ، مولفه قدرت ساز در حوزه بین الملل هستند؟ ببینید در دنیای امروز یك همبستگی و وابستگی گریزناپذیری بین جوامع بشری به وجود آمده است . در نتیجه هیچ جامعه ای نمی تواند در انزوا زندگی كند و هیچ جامعه ای هم نمی تواند حتی مقتدرترین آن خودكفا باشد.
یک سال پیش چهره ای درخشان روی در نقاب خاک کشید. ما هنوز از فقدان شادروان مهندس نظام الدین موحد، عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران و دبیرکل حزب ایران، و از مبارزان دیرپا و پایدار نهضت ملی ایران، در غم و اندوه هستیم. آیین بزرگداشت ایشان روز آدینه 10 اسفند، 1386، ساعت 17 تا 19، در منزل آن شادروان برگزار خواهد شد.
ادیب برومند، دکتر لقا اردلان، مهندس عباس امیرانتظام، بانوفرشید افشار، دکتر داود هرمیداس باوند، مهندس مرتضی بدیعی، دکتر جهانشاه برومند، عیسی خان حاتمی، مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی، دکتر پرویز دبیری، جمال درودی، حسین راضی، غلامرضا رحیم، دکتر علی رشیدی، مهندس کورش زعیم، دکتر خسرو سعیدی، حسین شاه حسینی، حسن شهیدی، دکتر عباسعلی صحافیان، سرلشگر بازنشسته ناصر فربد، دکتر محسن فرشاد، اصغر فنی پور، حسن قدیانی، دکتر باقر قدیری اصلی، پریچهر مبشری، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی، دکتر سید حسین موسویان، دکتر مهدی مویدزاده، دکتر علی اکبر نقی پور، ابوالفضل نیماوری.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي خارجي
دكتر هرميداس باوند با تاكيد بر اينكه بايد اقدامات و توافقاتي كه در مورد درياي مازندران صورت ميگيرد، در فضاي باز بوده و با مردم ايران مطرح شود، اظهار كرد: بايد تصميمها در مورد درياي مازندران با آراي مردم باشد و در يك اتاق در بسته و تاريك اين تصميمات اتخاذ نشود.
به گزارش خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر داود هرميداس باوند استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران در همايش علمي – فرهنگي درياي خزر در تشريح شرايط اقتصادي، سياسي و اجتماعي اين دريا با تاكيد بر اينكه جامعهي ايران جامعهاي است كه ماهيتا ساختار بينالمللي داشته و در شاهراه تعاملات بينالمللي است، تصريح كرد: ايران بين دو كانون استراتژيك جهان قرار گرفته و مسائل ايران تنها با همسايگان آن مطرح نيست و بازتاب جهاني دارد. به طوري كه كشورهاي ديگر مستقيم و غير مستقيم در فرآيند تصميمگيريهاي كشورمان حضور دارند.
وي گفت: در اين شرايط ديپلماسي صحيح ديپلماسي است كه از ساختار بينالملل آگاهي كامل داشته باشد و بداند براي تحقق منافع خود چه راهكارهايي بايد انتخاب كند.
اين استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران با يادآوري اينكه در مورد درياي مازندران تنها كشورهاي ساحلي ذينفع نيستند، اظهار كرد: همهي كشورها در بحث درياي مازندران تاثيرگذار بوده و غير مستقيم هدايتكننده هستند.
هرميداس باوند در ادامه گفت: درياي مازندران از لحاظ حقوقي پيوند تاريخي با مردم ايران دارد به تاريخ سياسي درياي مازندران در دورههاي مختلف حكومتها در كشورمان اشاره كرد.
وي همچنين در ادامه به نحوهي تقسيم درياي مازندران بين كشورهاي ساحلي اين دريا و مسائلي كه وجود دارد اشاره كرد و افزود: حقوقدانان ما متاسفانه توجه به شرايط سياسي خاصي كه سبب ايجاد چنين شرايطي شده است نداشتهاند.
اين استاد دانشگاه، با اشاره به اجلاس اخير سران و اعلاميهي 20 مادهاي پيشنهاد شده در اين اجلاس، اظهار كرد: يكي از بندهاي اين اعلاميه آن بود كه با هزينهي ساير كشورهاي ساحلي كانال جديدي از درياي مازندران به درياي سياه احداث شود. همچنين در اين اطلاعيه تصريح شد كه اين كشورها نبايد اجازه دهند پايگاههايي عليه يكديگر ايجاد شود كه اين ظاهرا شكل منطقي دارد اما در اين تاريخ روسيه پيشنهاد ميكند كه پايگاه سپر موشكي را از لهستان به پايگاه قبله در آذريجان مستقر كنند.
وي يادآور شد: نكتهي اساسي آن است كه روسيه اعادهي نفوذ قدرت سابق خود را ميكند و نياز به جاي پا دارد. در حالي كه منافع ما اقتضاء ميكند كه اين كشورها از وابستگي روسيه خارج شوند و اگر قرار باشد دوباره سلطهي روسيه به كشورهاي تازه استقلاليافته تحميل شود فضاي بازي كه انتظار آن ميرفت محدودتر خواهد شد.
اين استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران در ادامه با ابراز تاسف از اينكه برخي از دولتها برخوردشان با ما تاكتيكي بوده و استراتژيك نيست، يادآور شد: روسيه برخوردش با ايران تاكتيكي است به طوري كه اين ملاحظات سياسي گذرا و كوتاهمدت سبب شده كه ايران در برخي مواقع چشمپوشي كرده و امتياز دهد. اين در حالي است كه آنچه در آينده از دستمان ميرود قابل بازگشت نيست.
به گفتهي هرميداس باوند، امروز مساله بر اساس اصل آزادي و تصميمگيري ملتهاست بنابراين وقتي مردم در سرنوشت خود مشاركت نداشته باشند فاقد اعتبار و التزام است.
جامعه ترکیه به لحاظ اجتماعی و فرهنگی دارای دو لایه متفاوت است. لایه زیرین آن که اکثریت شهروندان ترکیه مربوط به آن هستند متعلق به یک جامعه سنتی و مذهبی هستند. علاوه بر این در لایه زیرین مردم عموماً شیفتگی خاصی به ارزش های غربی دارند که بخش اروپانشین ترکیه در این لایه قرار می گیرد. فرهنگ غربی و اروپایی در این لایه به صورت اغراق آمیزی وجود دارد و در فرهنگ ترکیه نیز نمود بارزی دارد. شکاف بین دو لایه ترکیه دیر یا زود تبدیل به بحران می شود مگر آنکه به طرز صحیحی مدیریت شوند. این بحران درونی بسیار جدی و خطرناک شده بود تا اینکه دولت جدید سبب شد شکاف بین لایه ها آرام آرام پر شود و از بین برود. در واقع دولت جدید تا به حال توانسته است به صورت تدریجی سنتی ها و طرفداران ارزش های غربی را به هم نزدیک سازد.
جنبه دیگر اتفاق اخیر که باید مورد بررسی قرار گیرد سرنوشت ورود ترکیه به اتحادیه اروپا است. اتحادیه اروپا سه شرط اولیه برای ورود در نظر می گیرد؛ دموکراسی، حقوق بشر و حکومت قانون. ترکیه با تصویب قانون وضعیت متفاوتی پیدا می کند. از یک سو سکولارهای تندرو معترض می شوند از سویی دیگر سنتی ها خواهان تغییرات گسترده تر هستند. ولی این اقدام ترکیه فارغ از موضع گیری های هر دو سو حرکت مثبتی بود که اساساً با بنیادگرایی متفاوت است. نگاه ترکیه به آینده به سوی غرب دوخته شده است و در همین راستا سعی می کند قوانین خود را با اتحادیه اروپا هماهنگ کند. نمونه آن تطبیق قوانین جزایی ترکیه با اروپا است که مجازات مرگ را از قانون خود حذف کرده اند. البته مشکلات ترکیه درباره قومیت ها خصوصاً کردها کماکان برقرار است و اگر این موارد هم اصلاح شوند موانع دموکراتیزه شدن ترکیه تا حد زیادی برطرف می شود.
نکته قابل توجه دیگر در این باره تفاوت سکولاریسم امریکایی و سکولاریسم اروپایی و شباهت سکولاریسم ترکیه با هر کدام از این دو نوع است. سکولاریسم امریکایی متناسب با فرهنگ امریکایی است. امریکا چون یک کشور مهاجرپذیر است دینامیسم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مخصوص به خود را دارد. در امریکا مهاجران بعد از یک نسل همه خود را امریکایی می دانند ولی در اروپا خصوصاً فرانسه هنوز مساله آفریقایی ها و مهاجران به عنوان یک معضل مطرح است، در آلمان و انگلستان نیز به همین ترتیب. در این کشورها آیین های سنتی به شدت قوی است و هر کس خارج از این آیین ها عمل کند بایکوت می شود. از این رو است که سکولاریسم اروپا متناسب با بافت اجتماعی اروپا است و سکولاریسم امریکایی متناسب با مقتضیات فرهنگی امریکا. سکولاریسم امریکایی قدرت استحاله سریع مهاجران را دارد. به عنوان مثال اوباما که پدرش کنیایی است خود به عنوان یک امریکایی تا پای ریاست جمهوری پیش می رود. در امریکا چندان سنت های قدرتمندی وجود ندارد. تبعیضات مذهبی نیز در امریکا جایگاهی ندارد. گرچه در دلارهای امریکایی از اعتقاد به خدا آمده است اما اعتقادات مذهبی در سیاست امریکا جایی ندارد. در گذشته کاتولیک ها نمی توانستند در امریکا رئیس جمهور شوند البته این منع قانونمندی نبود ولی افرادی که کاتولیک بودند با استدلال به اینکه کاتولیک ها تحت نفوذ واتیکان هستند و نمی توانند منافع کشور را تامین کنند، جایگاه قابل توجهی در سیاست نداشتند اما این سد نیز با ریاست جمهوری کندی شکسته شد. او اولین کاتولیکی بود که این تابو را شکست.
تابوهای باقیمانده در این دوره از انتخابات امریکا نیز در حال فرو ریختن هستند. اوبامای سیاهپوست و هیلاری کلینتون که یک زن است تابوی سیاهپوست بودن و زن بودن ریاست جمهوری را شکستند. این نوع سکولاریسم امریکایی در مقایسه با سکولاریسم اروپایی بیشتر تبیین می شود مثلاً در انگلیس هنوز هم کاتولیک ها نمی توانند عضو مجلس اعیان باشند؛ حال سکولاریسم ترکیه را مقایسه کنید با سکولاریسم اروپایی. شباهت های زیادی بین این دو نوع سکولاریسم وجود دارد که ریشه این تشابهات در فرهنگ و آیین های قوی سنتی و تاریخی است. هنوز ترکیه همچون اروپا بسیاری از تفاوت های قومی مذهبی و نژادی را در اولویت قرار می دهد اما به رغم این تشابهات تفاوت های قابل توجهی نیز وجود دارد از این رو باید گفت سکولاریسم هر جامعه یی مختص آن جامعه است. بنابراین سکولاریسم ترکیه نه سکولاریسم اروپایی و فرانسوی است نه سکولاریسم امریکایی است. سکولاریسم ترکیه متناسب با متقاضیات ترکیه، سکولاریسم ترکیه یی است.
|
|