|
دکتر داوود هرمیداس باوند
|
||
|
نظرات و سخنان استاد دکتر داوود هرمیداس باوند سخنگوی جبهه ملی ایران |
امروزه همبستگی و وابستگی روزافزون جوامع به یکدیگر آنچنان رو به گسترش و پیچیدگی است که دولتها تنها قادر به حل بسیاری از مسائل و مشکلات پیش آمده نبوده بلکه نیاز به همکاریهای هر چه بیشتر جوامع مدنی سازمان یافته،بخش خصوصی فعّال و سازمانهای بین المللی دارند. به ویژه در این رابطه جایگاه و نقش نهادهای مردمی غیر دولتی ،مانند جمعیتها،انجمن ها،اتحادیه ها و .... را نمی توان نادیده گرفت و امروزه آنها در بسیاری از تصمیم گیریهای دولتهای مربوطه خود و همچنین سازمانهای بین المللی اثرگذار می باشند. چنانچه نقش جوامع مدنی سازمان یافته در زمینه سازی و پیشبرد بسیاری از کنوانسیون های منطقه ایی و بین المللی مانند تدوین اساسنامه دیوان کیفری بین الملل و مصوبات پارلمانهای اروپا و اتحادیه اروپا در زمینه های حفظ حقوق بشر و ایجاد نهادهای اجرایی بمنظور برخورد با ناقضین آنها عمدتا" نتیجه و ثمره کوششهای آنها بوده است. همچنین مشارکت روزافزون نهادهای مدنی در روند تصمیم گیری دولتها و سازمانهای بین المللی سبب گردیده که در برخی از کشورها ایجاد دولت در سایه بمنظور نظارت بر صحّت اعمال و رفتار دولت حاکم بعنوان ضرورتی لازم مطرح گردد.
البته در کشورهایی که تفکیک قوا به معنای اخص وجود نداشته و نوعی تداخل قوا پیش بینی شده ،مانند بریتانیا، وجود دولت در سایه بعنوان یک قاعده عرفی تلقی شده است.بعلاوه در این جوامع در صورتی که حزبی برای مدتی طولانی مسئولیت امور را در دست داشته باشد از درون حزب حاکم ،جناح چپ یا راست آن نقش دولت در سایه را ایفا می نماید. منافع حاصله از این قاعده سبب گردیده که در برخی از کشورها که دارای قوانین اساسی مدون می باشند،استفاده از مکانیسم دولت در سایه مورد توجه قرار گیرد.از جمله در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اخیر،که فرآیندی تردید برانگیز ، جنجال آفرین و غیر دموکراتیک را در پی داشت است، یکی از چهاررقیب در مبارزات انتخاباتی تشکیل دولت در سایه را برای صحت و درستی اعمال دولت منتخب به عنوان پیشنهاد اصلاحی و فراتر از آن انقلابی مطرح می نماید که تا حدودی مورد توجه و تحسین قرار می گیرد. شگفت آنکه کوتاه زمانی پیش از این پیشنهاد یکی از فعالان سیاسی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، کوروش زعیم، در مانیفستی آرمانگرایانه از ایجاد دولت در سایه بعنوان مکانیسمی برای نظارت بر رفتار و رویه دولت حاکم و در عین حال بدیل و جانشین احتمالی آن سخن می راند. تعجب آنکه این طرح کاملا" نظری و در عین حال انتزاعی به مذاق حکومت وقت خوش نیامده ، اقدام به بازداشت و زندانی نمودن ایشان می نماید. حال آنکه چندی پس از آن پیشنهاد مشابه از سوی یکی از نامزدهای انتخاباتی مبنی بر ایجاد دولت در سایه در صورت پیروزی، بعنوان ، نظری بدیع تلقی می شود.
جبهه ملی ایران که قویا" خود را پای بند به مردم سالاری، حقوق بشر و آزادیهای اساسی عاری از هر گونه تبعیض می داند، به ویژه آزادی بیان ، عقیده، قلم و ....، چنین برخوردی را با کوروش زعیم مغایر با تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی ایران مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی از یک سو و اصول مربوطه قانون اساسی و فراتر از آن برخورد تبعیض جویانه حکومت با دو شهروند با عقیده و نظر مشابه می داند. انتظار می رود که هرچه زودتر به این بازداشتهای غیر قانونی ، غیر انسانی ، غیر اخلاقی و نمایشی که درتضاد کامل با آزادی سیاسی و اندیشه و نمودی از واپسگرایی قرون وسطایی است پایان داده شود.
جبهه ملی ایران
بیست و دوم مرداد 1388
تهران
بانهایت تاثر وتاسف درگذشت بانو صدیقه السادات سدهی اصفهانی مادر گرامی دوست وهم اندیش ارجمندجناب آقای دکتر حسین موسویان ریاست محترم هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران را به آگاهی دوستان وآشنایان میرساند .این سوگ بزرگ را به ایشان وخانواده محترمشان تسلیت میگوئیم.مجلس ترحیم آن روانشاد روز شنبه هفدهم مرداد ماه 1388 درمسجد حجته این الحسن واقع در خیابان سهروردی شمالی از ساعت هجده الی نوزده و سی دقیقه برگزار خواهد شد.
شورای مرکزی جبهه ملی ایران –تهران
14/5/1388
صد سال بعد از گذشت انقلاب مشروطیت و مبارزه برای آزادی و عدالت ، مردم ایران هنوزبرای تحقق الفبای اولیه دموکراسی و آزادی با نظام استبدادی مذهبی در جدال می باشند.
------------------------------------------------
در زمانیکه که نظام های استبدادی خودکامه حاکم بر اکثر جوامع بشری بودند و ارزش های انسانی برای حاکمان معنا و مفهومی نداشت و در فرایند جنگ ها سرنوشت سکنه کشور مغلوب غالبا در کشتارجمعی ،یا اسارت جمعی و بردگی خلاصه می شد ، مدیران و مدبران سرزمین ایرانی ما بنیانگذار نظم و نسقی جدید مبتنی بر همزیستی اجتماعی– فرهنگی ، تساهل و سازگاری نژادی و آزادی مذهبی بودند. آئینی که در حدود یک هزار سال دوام داشت. اما پس از آنکه جامعه ایران در فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی در معرض تهاجم های پی در پی اقوام بادیه نشین و عشیره نشین قرار گرفت و مقهور نظام های استبدادی گردید ، با مبانی دو فرهنگ متفاوت و ستیزه جو روبرو گردید : یکی مبتنی بر فرهنگ تک - بعدی و خودکفا و متعارض با فرهنگ چند بعدی ایرانی و نفی کننده و عقیم کننده ارزش های متفاوت آن ، دیگری مبتنی بر فرهنگی نهیلیستی ( نیست گرایی ) که با مفاهیم همزیستی و همکاری بیگانه بوده و امنیت واقعی خود را در نابودی مخالفین جستجو می کرد .گو اینکه در گذر زمان اندیشمندان ایرانی به ویژه دیوانسالاران موفق شدند تا حدودی مهاجمان را به ارزش های اجتماعی و سیاسی خود فرهیخته سازند ، ولی از سوی دیگر جامعه ایرانی وارث آئین ها و قوانین شوم و غیر انسانی حکام مهاجم از لحاظ مدیریت و اداره جامعه گردید . بطوریکه رویه و تصمیمات خودسرانه آنان به ویژه در امور کیفری مانند قتل عام ، شکنجه ، مکحول نمودن بینایی ، قطع و جرح اعضای بدن و غیره اثرات خاص خود را در رویه و روش استبدادی حکام بعدی به ارث گذاشت .
|
|